آن مرد دروغ می‌گفت اینجا بلدرچین نیست

نویسنده: رسول یونان

ناشر: امرود

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 56

آیمان: من می‌خوام بخوابم و به بهشت برم. پرستار: چشماتو ببند. شاید هم رفتی. از کجا معلوم! آیمان: پلک‌هایش را می‌بندد بهشت هم مثل اینجاس؟ اونجا هم باید قرص بخورم؟ پرستار: نه فرق می‌کنه! تو بهشت مریضی نیس. آیمان: اما تا اونجایی که من می‌دونم هس. اگه... اونجا... مریضی... نبود شما... شبا... منو... از خواب بهشت جدا نمی‌کردین و بهم قرص نمی‌دادین!