شغاد (بر اساس نقل حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی) نمایش‌نامه

۱۲۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

شغاد: می‌خواهم تنها باشم. شاه‌دخت زانو می‌زند و بغضش می‌ترکد و می‌گوید. شاه‌دخت: مهرمان را بر باد خواهی داد. شغاد برمی‌خیزد پوست را می‌گشاید و به سوی شاه‌دخت می‌رود. دختر برمی‌خیزد. چند گامی پس می‌رود و سخت گریه می‌کند. دختر می‌ایستد. شغاد چرم را مانند شنلی به دور پیکر شاه‌دخت می‌پیچد. شغاد: تن‌پوش گران‌بهایی است... شایسته عروس زابلیان...! شاه‌دخت: به هیچ تن‌پوشی نیازمان نیست. پیراهن یکدیگر می‌شویم. دست در دست من بگذار. از کابل می‌گریزیم و زابل را فراموش...

تعداد صفحه
۱۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۸۹۵۳۹۳
سال نشر
۱۳۸۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.