یزله در غبار

۳.۲ از ۵۱۴۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

بوم بوم.. افتادیم ریختیم زمین... مثل برگ درخت ریختیم زمین آدم بود که می‌رفت چهاردست و پاش توی هوا چرخ می‌زد و من هی می‌خندیدم. خوب که مادرشوهرم نبود زودتر از همه تیکه پاره شده بود دیگه نبودش اگه نه گیسمو می‌کشید و می‌گفت : زن خجالت بکش همه دارن می‌رن تو داری می‌خندی؟ شرط می‌بندم که حالا دوباره هواپیماها برگشتن... نگاه کنین پس این غبار مال چیه؟ مال هواپیماهاس دیگه که دارن بمب می‌ریزن و غبار می‌ره بالا و می‌ریزه سر ما بخوابین... دستتونو بذارین زیر سرتون. دیگه گول نخورین‌ها نه گول عروسی رو بخورین نه عزا رو... بخوابین راحت...

تعداد صفحه
۱۴۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۹۶۶۹
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.