شازده کوچولو
نویسنده: عباس جوانمرد
مترجم: محمد قاضی
ناشر: قطره
سال نشر: 1393
تعداد صفحه: 98
امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای
روباه: من میخواهم به رسم هدیه رازی را بر تو فاش کنم. بدان که جز با چشم دل نمیتوان خوب دید، آنچه اصل است از دیده پنهان است. (شازده کوچولو برای آن که یادش نرود تکرار میکند.) شازده : آنچه اصل است از دیده پنهان است. روباه: آنچه به گل تو ارزش داده است عمری است که تو به پای آن صرف کردهای. (شازده تکرار میکند.) شازده: ... عمری است که من به پای گل خود صرف کردهام. روباه: ... تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل سرخ هستی... (شازده تکرار میکند.) شازده: من مسئول گل خود هستم...