بازی سلطان و سیاه

نویسنده: علی نصیریان

ناشر: امیرخانی

سال نشر: 1378

تعداد صفحه: 88

سیاه: بله... همش که نمی‌شه هارت و پورت کنین. یه خرده هم باید شوخی‌‌بار دی کنین خستگیتون در ره وگرنه از اربابی حوصله‌تون سر می‌ره... اون وقت وای به حال ملت! سلطان: خب ببینیم، حالا ما باید چه کار بکنیم؟ سیاه: شما چرا هر وقت می‌خوای چیزی بگی، می‌گی خب ببینیم. چی چی رو ببینیم؟ خب بگو دیگه... مرشد حمزه: آهای یاقوت... سلطان: این یکی از خصوصیات اربابی‌یه... سیاه: آها... خرفهم شدم...