دولت
۴۸ صفحه
- نوشته برانیسلاو نوشیج
- ترجمه فرزانه گرجی ـ مهدی ایزدیار
- ناشر دقایق
امتیاز ندادهاید
میتسا: زندگی اینجوریه هر آدمی غم دیگرانو داره، الان من، همونطور که آقای پدرخونده میگن، برای خودم خواهشی ندارم، اما غم دیگرانو میخورم، یه خواهری دارم که راستشو بخواین من مجبورش کردم ازدواج کنه، میگفت: منو مجبور نکن با یه آدم فقیر ازدواج کنم میتسا، اون فقیر و منم فقیر، بعدا چه کار کنیم، تازه اگر بچهدار نشیم! اما من بهش میگفتم، تو بچهدار نمیشی، چون سیب آدم تو پایین افتاده، خب وقتی ثروتمندا میتونن ازدواج کنن لابد فقیرا هم می تونن و این جوری من مجبورش کردم که ازدواج کنه. وقتی که شیطون آدمو گول میزنه...
- تعداد صفحه
- ۴۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۹۳۷۲۷۶
- سال نشر
- ۱۳۹۲
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.