ایفی‌ژنی

نویسنده: یوهان ولفگانگ فون گوته

مترجم: بهروز مشیری

ناشر: روشنگران و مطالعات زنان

سال نشر: 1376

تعداد صفحه: 248

آگاممنون لشکر یونان را به بندری آورد و سوار کشتی‌ها نمود تا به جنگ «ترویا» برود. چند روزی گذشت و هیچ بادی نوزید، سروشی به او پیام داد اگر می‌خواهی از دریا بگذری باید دخترت ایفی‌ژنی را به درگاه الهه دیانا قربانی نمایی. آگاممنون دخترش را برای قربانی کردن به معبد دیانا می‌برد. به هنگام اجرای مراسم باد شروع به وزیدن می‌کند. لشکریان سوار بر کشتی‌ها از بندر حرکت می‌کنند و از سوی دیگر الهه دیانا به توده ابری فرمان می‌دهد ایفی‌ژنی را که مدهوش در قربانگاه افتاده است بردارد و در جزیره «تاریس» سالم فرود آورد. رسم و آیین مردم آن جزیره چنان بود که هرگاه غریبه‌ای بدان جزیره قدم می‌گذاشت، او را می‌گرفتند و می‌کشتند. لیکن ایفی‌ژنی را گذشته از آنکه نکشتند، بلکه به کاهنی معبد دیانا برگزیدند.