لبخند باشکوه آقای گیل

۳.۴ از ۵ · ۴ رأی۱۵۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

غروب. فروغ‌الزمان با لباس منزل کج نیمکت، کنار بخاری نشسته، سرش را مضطربانه روی دست تکیه داده است. صدای خفه موتور اتومبیل در باغ. فروغ‌الزمان سربلند می‌کند و گوش می‌گیرد. سپس با نور امیدی که در چهره‌اش دمیده، دستی به موهایش می‌کشد و از جا برمی‌خیزد. صدای گفتگوی نامفهوم از بیرون تالار. فروغ‌الزمان با اشتیاق یکی دو قدم طرف در ورودی برمی‌دارد. فخر ایران و تجدد وارد می‌شوند. فخر ایران پالتوی خز با اشارپ و دستکش پوشیده است. تجدد با تفنن‌های مشابه تا چند لحظه پشت سر او پنهان است؛ ولی وقتی پیدا می‌شود، انحنای محسوس پشت، قد کوتاه و کیف طبی او قبل از هز چیز جلب نظر می‌کند... فخر ایران به محض ورود خنده‌اش را سر می‌دهد.

تعداد صفحه
۱۵۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۴۱۸۵۳۳
سال نشر
۱۳۸۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.