مسافران (2+5 تکه‌گویی) نمایش‌نامه

نویسنده: محمد رحمانیان

ناشر: نمایش

سال نشر: 1386

تعداد صفحه: 72

امتیاز ناولر: 4.8 از 2 رای

راننده از سواری پیاده می‌شود. پنجاه ساله مردی‌است با کلاه پشمی گوش پوش بر سر و لنگی به دور گردن. در کاپوت را بالا می‌زند و آب و روغن سواری را اندازه می‌کند. سپس به سمت ما می‌آید. راننده: قراره من به شما بخندم، یا شما به من؟... به من تریپی هشتاد تومن می‌دن که جاش یابوی بارکش این ابوطیاره باشم، سه تا عقب، یکی جلو، تهران ـ مشهد، می‌خواد از جاده نیشابور باشه یا هراز... صبح کار یا شب‌رو، هشت ساعته یا نه ساعته... هشتاد تومن... بیست‌تاشو بذار کنار واسه خرج و مخارج خودش، شصت تومن... حالا کی قراره به کی بخنده؟ پنج ساله بعد هر تریپ می‌گم می‌ذارمش کنار، می‌بوسمش و می‌ذارم عینهو یه قطره اشک از چشمم بیفته...