وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست

نویسنده: جویس کرول اوتس

مترجم: حمید امجد

ناشر: نیلا

سال نشر: 1388

تعداد صفحه: 12

امتیاز ناولر: 2.8 از 2 رای

حالا همه‌شون مرده‌ن. همه‌شونو دوست داشتم، ولی... من تنها کسی‌ام که باقی مونده‌م. گاهی اوقات فکر می‌کنم: روح آدم عینا کبریتیه که آتیش گرفته! یه مدت شعله می‌کشه و بعدش... و بعدش دیگه همین. حالا دیگه خیلی گذشته، ولی من هنوز یادمه یه گوشه قایم شده بودم که گریه کنم. موقعی که دختر کوچیکی بودم و مادرم منو نمی‌خواست.