صداهای نزدیک و در عین حال بسیار دور از صفدر و صفورا دوچرخه و سینما

نویسنده: احمد آرام

ناشر: نوح نبی

سال نشر: 1389

تعداد صفحه: 44

صفورا زانو در بغل گرفته و گریه می‌کند. کم کم بیماری صرع در او شروع می‌شود. و روی زمین دراز می‌کشد و دست و پا می‌زند. صفدر ترسیده و می‌دود و کاردی را از توی چمدان بیرون می‌کشد و دور صفورا دایره‌ای رسم می‌کند. صفدر نظاره‌گر اوست تا زمانی که صفورا آرام می‌گیرد و می‌نشیند. صفورا انگار صدایی می‌شنود. ذوق زده از جا می‌پرد و به طرف صفدر می‌رود...