صحنههایی از زندگی پدرم
- نوشته مهدی میرباقری
- ناشر بوتیمار
امتیاز ندادهاید
سمانه: تو یادت میره اما من هیچوقت روز عروسی مونو یادم نمیره، برات پیرهن خریدم. جمال: چرا تو انقدر کم عقلی آخه زن؟ چرا پولا رو ریختی دور؟ به نظرت من ارزشی دارم که پول بالام خرج کنید؟ سمانه: چرا اینطوری حرف میزنی جمال جان؟ جمال: چینی بندزده چه ارزش داره؟ پالون ترمه خرو عوض نمیکنه. من شدم مثل همین ماشین قراضهم که جاش تو...
- تعداد صفحه
- ۸۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۵۵۶۵۷۳
- سال نشر
- ۱۳۹۳
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.