سرش را گذاشت روی فلز سرد (از کشتن و رفتن)

نویسنده: محمود حسینی‌زاد

ناشر: چشمه

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 156

... نکشتیم سرکار، چندبار به‌تون گفتم، باز هم می‌گم، ما کسی رو نمی‌کشتبم. راحت‌شون می‌کردیم. بختیارو راحت کردیم. کیوان رو راحت کردیم. هوشنگ رو راحت کردیم. حسام رو راحت کردیم... دارم می‌گم به‌تون. همه رو سرکار. نمی‌دونیم چندتا سرکار نمیدونیم... می‌گفت مال اون پنج‌شنبه بود، مال من حتما دوشنبه‌است. می‌گفتم بی‌خود نیست نویسنده شدی، استاد چرند گفتنی. می‌خندید.