1 چیزی آنجاست

نویسنده: سیامک گل‌شیری

ناشر: به‌نگار

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 116

از جایش تکان نمی‌خورد. در همان لحظه صدای بسته‌شدن در پناه‌گاه از پایین تپه به گوش رسید. دیدم که سرش را چرخاند طرف صدا. ضربان قلبم تند شده بود و دست‌هایم داشت می‌لرزید. یک دفعه تکان خورد و دوباره نگاهم کرد. نفسم را توی سینه حبس کردم. منتظر بودم حرکت کند به جلو، اما برگشت و راه افتاد. حالا پشتش به من بود. می‌توانستم ببندمش به رگبار. اما انگشتم روی ماشه تفنگ قفل شده بود و فقط داشتم نگاهش می‌کردم که رفته‌رفته لابه‌لای درخت‌ها ناپدید می‌شد.