دستنوشتهها
- نوشته فرهاد کشوری
- ناشر نیماژ
امتیاز ندادهاید
حالا گاهی خودم را سرزنش میکنم که چرا همان موقع از خانه بیرون نزدم. اما این سرزنش همیشگی نیست. بعضی وقتها هم به خودم میگویم تو شاهد بودی. برای همین است که اینها را مینویسم. از در اتاق تو رفتم و همانجا خشکم زد. شاخه گل مریم جلو پاهایم افتاد. کبریت انگشتان لرزانم را سوزاند. چوبکبریت را انداختم. با عجله کبریت دیگری زدم. مرد میانسالی به پشت کف خاکی اتاق افتاده بود و چشمانش به سقف خیره بود.
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۰۵۹۴
- سال نشر
- ۱۳۹۳
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.