طلوع گذشته

نویسنده: عفت قنبری

ناشر: حکایتی‌دگر

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 464

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

سلام بر کسی که مثل نسیم بر من وزید و از من گذشت. در صفحه‌های تقویم، روزی به نام روز مبادا نیست. آن روز هرچه هست، روزی شبیه امروز، روزی شبیه فردا، روزی درست مثل همین روزهای ماست! اما کسی چه می‌داند؟ شاید امروز هم روز مبادا باشد... وقتی تو نیستی، نه هست‌های من چونان که بایدند نه بایدها!