سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند 3 (3 جلدی)

نویسنده: مسعود کیمیایی

ناشر: اختران

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 346

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

چگو رسم حقیقت را به هم زد. چگو فال زنده ماندن نگرفت. رمال نبود. عاشق بود و عشق را تمیز می‌کرد. این همه رطیل را از تن عشق گرفت و خود راهی راه ماران شد. زمانی که بر گرده ماری نشست و چیزی آرام با صدای فش‌دار به گوش مار گفت، مار با شغف که به تنش آمد حرکت کرد. این یک حس زمینی بود و چگو در احساس زمین زندگی نمی‌کرد. در میان غرایز چگو پرده‌ها را بالا بزنی و در زیر نور شن‌های ندیده به دنبال کودکانه و مادرانه‌هایت بگردی. برای تمام کیسه‌های زهرت به دنبال مصرف کننده نباشی می‌توانی یک ساعت دوست چگو بمانی. چگو زهر را می‌شناخت و دشمن آن بود.