من دختری زشت‌رو بودم

نویسنده: آن ماری سلینکو

مترجم: فریده مهدوی دامغانی

ناشر: ذهن‌آویز

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 384

این داستان در سرزمین هنرپرور اتریش در دهه 30 میلادی، درست پیش از جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود. دختر جوان داستان،‌آنلیز، در 1 مهمانی رسمی، در اتاق کتاب‌خانه‌ای، با معروف‌ترین نویسنده و بازیگر تئاتر آن دوران، کلودیو پلس و در حالی که هر یک، بنا به دلیل خاصی به آن مکان آرام و ساکت پناه برده بود، آشنا می‌شود. کلودیو با او به گفتگویی دوستانه می‌پردازد و مشاهده می‌کند با دوشیزه‌ای بسیار جوان و معصوم مواجه شده است. او به دختر جوان می‌گوید که در طول روزهای آینده، به دیدار او، به کافه رستوران معروف «گراند هتل» واقع در مرکز شهر برود. سپس او را با عنوان محبت آمیز « اردک سیاه کوچولو و زشت» خطاب قرار می‌دهد. و تازه در آن زمان است که آنلیز، قهرمان این داستان، در می‌یابد که از چهره‌ای زیبا برخوردار نیست و اینکه بنا به قوانین نا گفته اجتماعی، دختری زشت‌رو محسوب می‌شود... کتاب حاضر، دومین رمان معروف بانو آن ماری سلینکو نویسنده اثر جاودانه «دزیره» است که در طول نیم قرن گذشته، هزاران هزار خواننده در سراسر دنیا را شیفته و محو قلم زیبا و صمیمانه خود کرده است. کتابی که در دست دارید، تا اندازه زیادی، بیوگرافی خود نویسنده می‌باشد.