3 گانه (قدم بخیر مادربزرگ من بود اژدهاکشان عروس بید) مجموعه داستان
نویسنده: یوسف علیخانی
ناشر: آموخته
سال نشر: 1394
تعداد صفحه: 400
امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای
من که رسیدم دمش هم داشت می رفت زیر ضریح. امانالله آب دهانش راقورت داد و زیر کولهی علف، نفس نفسزنان گفت: خودم دیدم که قربانعلی دشتبان را بلمباند و بیامد اینجا. رد خون از توی باغستان کشیده شده و افتاده بود توی دشت راهان. از آنجا هم آمده و رسیده بود به سرازیری خاکستان پایین امامزاده افتاده بود اما رد خون کنار ضریح قطع میشد...