صدایی از دیوار
۳ از ۵ · ۱ رأی۱۸۴ صفحه
- نوشته جمعی از نویسندگان
- ترجمه نورا موسوینیا
- ناشر مروارید
امتیاز ندادهاید
بچه که مرد، مادرم خرد شد، نه یک دفعه، بلکه تکه به تکه، مثل بشقابهایی که یکی پس از دیگری از قفسه سقوط میکنند و خرد میشوند. هرگز نفهمیدم چه موقع اتفاق میافتد، به این ترتیب تمام مدت، در حالت انتظار، عصبی و بیقرار بودم. پدرم به شیوه متفاوتی خرد میشد. او سعی میکرد اوضاع را رو به راه کند. اما اوضاع طوری بود که انگار میدوید تا چیزها را پیش از سقوط در هوا بگیرد، منتها همهچیز سقوط میکرد پیش از اینکه بتواند آنها را بگیرد.
- تعداد صفحه
- ۱۸۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۱۲۷۵۰
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.