تقدیر را ترانه کن
نویسنده: فائزه حبابی
ناشر: آوای مهدیس
سال نشر: 1394
تعداد صفحه: 704
نزدیک پارسا که رسید ایستاد، قامت مردی را برانداز کرد که احساس میکرد دیگر نمیشناسدش، زبانش بند آمده بود. دلش پر میکشید برای اینکه مثل سابق او را صدا بزند، صدایش را بشنود چون کودکی خودش را در آغوش او جا دهد. اما هرچه کرد نه دست پیش میرفت که او را لمس کند و نه یاری تکلم داشت...