ترکش لغزنده
نویسنده: آیت دولتشاه
ناشر: چشمه
سال نشر: 1394
تعداد صفحه: 148
تو خوب میفهمی من چی میگم. ما دو نفر خوب زبون همدیگه رو میفهمیم. بلدیم چهطور رازهای وجود همدیگه رو آشکار کنیم. خودت بهتر از هر کسی میدونی که این ترکش و این چسنالهها فقط بهانهست واسه توجیه این سستی و رهاشدگی. قبول دارم انتخاب زیرکانهایه. واسه همین بر خلاف بقیه اصلا دلم برات نمیسوزه. انتظار نداشته باش منم گول بازی تو رو بخورم و به حالت ترحم کنم. الان هم نیاز نیست چیزی بگی، اینها پیش تو و من میمونه. فقط یادت باشه که من ته این ماجرا رو میدونستم. سرنوشت، تقدیر یا هر چی که بوده، تو الان وارد این بازی شدهی و من از این بازی سر درمیآرم. من همینجام. برو بازی رو تموم کن و برگرد. اگه تصمیم گرفتی از خرابهها بیای بیرون خوشحال میشم اولین نفری باشم که بهت خوشآمد میگم. همین دیگه. خبر از تو.