برگی میان گرداب
نویسنده: منصور یوسفیکیا
ناشر: انتشارات آمه
سال نشر: 1394
تعداد صفحه: 104
به آب نگاه میکنم. تمام ریههایم را خالی میکنم. عمیق از ته جان. باز دمی به اندازه یک عمر. دمی پس از آن به بلندی عمری که نمیدانم چقدر بلند خواهد بود. اما میدانم که عمر است. عزیز است. غنیمتی است گرانبار، گرانمایه. سکون کارون گلی رنگ، آرام پاره پورههای برگ انتخاب رشته را بلعید. قایق ماهیگیری آهسته به سمت درختچهها میرود. میخواهد تورش را در آب پهن کند. میخواهد ماهی بگیرد.