بسته به جونم
۳.۳ از ۵ · ۳ رأی۸۰۰ صفحه
- نوشته عاطفه منجزی
- ناشر علی
امتیاز ندادهاید
راهی برات نبوده معین جز این که تو بری... باید مهلتی به خودتون بدی که جفتتون فرصت فراموشی داشته باشین! تو برو و حتی فکر نکن که راه دیگهای هم داشته باشی. همیشه از جهنم خدا حذر میکرد و حالا در میان زمهریرش داشت دست و پا میزد و راهی به جایی نداشت! در عنفوان سی و یک سالگی دلش میخواست کودک باشد. و در آغوش کسی جمع شود.! آغوشی که پر باشد از بوی قهوه تلخ و بوی شیرین دارچین.
- تعداد صفحه
- ۸۰۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۳۰۵۶۳
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.