بارش کلاه‌مکزیکی

نویسنده: ریچارد براتیگان

مترجم: فرید قدمی

ناشر: نیماژ

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 176

کلاه مکزیکی‌ای از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار، پسر عمویش و آدمی بیکار فرود آمد و زن ژاپنی طنز نویس آمریکایی را ترک کرد و طنز نویس آمریکایی آنقدر با شکم گرسنه به غذا فکر کرد که صاعقه یاس از مغزش ژامبون کبابی درست کرد و شهری به هم ریخت و رئیس جمهور ایالات متحده تصمیم گرفت شخصا در این موضوع، که بدل به یک تراژدی ملی شده بود، دخالت کند، و زن ژاپنی هم‌چنان خواب بود، آخه او که می‌خوابید، موهاش هم بلند و ژاپنی پیش‌اش می‌خوابیدند و او نمی‌دانست موهاش هم می‌خوابند. نورمن میلر این وسط چه می‌کرد، راستی؟