از تو فقط همین 1 دانه را داشتم

نویسنده: کیومرث مرزبان

ناشر: حوض نقره

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 128

امتیاز ناولر: 3.0 از 2 رای

از تو فقط همین یک دانه را داشتم دانه‌ای که اگر می‌گذاشتی خوب کاشته شود، اگر می‌گذاشتی خوب آب داده شود، اگر می‌گذاشتی خوب نور بخورد، شاید سرو بلند قامتی می‌شد، سروی امن، سروی سبز، سروی دل‌گشا، سروی که می‌شد خوش سایه‌بانی شود... دانه‌ای که شاید نیلوفر زیبایی می‌شد، نیلوفری باصفا میان مرداب نیلوفری که تمام مرداب‌ها را زیبا می‌کرد، نیلوفری که قند در دل‌ها آب می‌کرد...، نیلوفر... نیلوفر... بد کردی عزیز جان... حیف ... بد کردی... از تو فقط همین یک دانه را داشتم...