شب طاهره

۳.۱ از ۵۱۶۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

این ۲ روز طاهره احمد را فراوان دیده، اما یک کلمه حرف بینشان رد و بدل نشده، و از آن بدتر یک‌بار هم نگاهشان به هم گره نخورده است. فقط یک‌بار احمد او را صدازده و از او خواسته ملحفه تازه برای پدرش بیاورد. برده. احمد آن‌ها را گرفته، اما یک تشکر خشک و خالی هم نکرده. او هم فقط دست‌های احمد را دیده، دست‌هایی که همیشه با او مانده‌اند تا سال‌های سال.

تعداد صفحه
۱۶۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۷۸۲۰۵۲
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.