یادت نرود که
نویسنده: یاسمن خلیلیفرد
ناشر: نشر چرخ
سال نشر: 1394
تعداد صفحه: 452
امتیاز ناولر: 3.8 از 2 رای
فروغ به زور خندید. چروکهای زیر چشم دوستداشتنیترش کرده بودند. کیوان نگاه کرد به صورت او و چروکهای ریز و پلکها که کمی افتادهتر شده بودند. نگاهش را از او گرفت. فروغ زیبا بود. زیباترین زنی که دیده بود. مثل هنرپیشهها نبود. جنس زیباییاش با همه فرق میکرد، انگار فروغ یکجور دیگری زیبا بود. فکر کرد میانسالی اوج زنانگی یک زن است.