فرشته از تهران

۱۳۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

خانم ریاحی می‌گوید:«چرا مدام دردسر درست می‌کنی؟» صدای گریه بچه نمی‌گذارد بخوابد. جیغ می‌زند؛ درست کنار گوشش. پتو را روی سرش می‌کشد. بچه بلندتر جیغ می‌زند. می‌گوید: «ساکت شو، باید درس بخوانم، فردا امتحان شیمی دارم، می‌فهمی؟» بچه ساکت نمی‌شود. حروف جدول مندلیف دور سر بچه می‌چرخند. با اربیتال‌ها بازی می‌کند و مثل بادکنک می‌فرستدشان هوا. می‌نشیند روی شکمش. بالا و پایین می‌پرد. کم مانده بالا بیاورد. با هر دو دست، محکم هلش می‌دهد، پرت می‌شود روی زمین و سرش می‌خورد به سرامیک کف اتاق، گرومپ صدا می‌دهد و می‌شکند. شاید این کابوس آن دختر بوده. دختری که هفته پیش ناگهان از توی پاکت پرید بیرون و آمد نشست وسط زندگی من. مدام می‌بینمش که اشک می‌ریزد. لابد تلفن کرده و جواب آزمایش را پرسیده، اما باور نکرده. بعد ایستاده توی دستشویی به امید دیدن یک خط قرمز روی کاست پلاستیکی، ولی دو خط قرمز موازی ظاهر شده...

تعداد صفحه
۱۳۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۵۰۱۸۰
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.