من می‌‌میرم اما یادها می‌ماند

نویسنده: هنینگ مانکل

مترجم: حمید درخشنده

ناشر: خارپشت

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 128

آیدا، وقتی مرا همراه خود پای درخت انبه‌اش بد که در میان درختان موز پنهان شده بود، چه چیزی برای من تعریف کرد؟ او خیلی خجالتی بود و چند کلمه بیش‌تر حرف نزد. من فکر می‌کنم او با این درخت که کاشته بود احساس پیوند و یکی شدن داشت. درخت انبه هم مثل آیدا نونهال بود. به گمان‌ام می‌خواست به این وسیله نشان دهد که او مراقب و مواظب دانه و نشان زندگی است تا جوانه بزند و بپرورد تا بتواند نجاب بیابد و به زندگی ادامه دهد. این که او درخت انبه‌اش را در میان حصاری دفاعی از درختان موز کاشته بود نشان از این داشت که پیرامون او را وحشت و مرگ فرا گرفته است. او نهال و شاخه نو رسیده انبه را برای دفاع از زندگی کاشت، دفاع از آنچه زنده است و دفاع از آنچه رشد می‌کند و می‌روید.