می‌خواستم نویسنده شوم آشپز شدم (11 روایت آبگوشتی)

۳.۶ از ۵ · ۱ رأی۹۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

شاخ آب‌گوشت دومین واقعیت بزرگ زندگی‌ام بود، هنوز هم هست. مامان می‌گفت آدم یا نباید آب‌گوشت بپزد، یا باید حجت را بر بقیه تمام کند. می‌گفت خوردن آب‌گوشت خالی نه تنها مزه‌ای ندارد، بلکه بی‌فایده است. تزش این بود که بی‌برو برگرد کنار آب‌گوشت باید نان سنگک، سبزی خوردن، ماست و خیار و سالاد شیرازی و دوغ باشد. این‌ها حواشی زندگی بود...

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۶۳۹۴۸۳
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.