1 قدم تا دلدادگی
- نوشته هایده حائری
- ناشر چکاوک
پیش خودم فکر کردم: چه خوب شد چتر را خودم برداشتم. واقعا کار دستی کردم وگرنه مثل یک موش آب کشیده میشدم! شاید هم بدتر! از دیشب هوا ابری بود، بالاخره در اواخر شهریور ماه باران بارید. آنهم چه بارانی! شیشه تاکسی را پایین کشیدم تا هوای لطیف بارانی را با تمام وجود احساس کنم. بعد از آن همه گرمی و دمکردن هوا نیاز به تنفس بارانی داشتم. چند قطره باران روی کیفم ریخت و مجبور شدم شیشه را بالا بکشم. راننده تاکسی نگاه دلخوری به بالا کشیدن شیشهام انداخت و پخش ماشینش را روشن کرد.
- تعداد صفحه
- ۳۳۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۹۵۷۵۵۶
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
باعرض سلام- من هایده حائری نویسنده هفت رمان بنامهای تسلیم نگاه- اوج غرور- لحظه تمنا- یک قدم تا دلدادگی- حس خفته- حس مبهم عشق- عشق استاد هستم. باتوجه به صفحه اول کتابهایم که بعنوان مقدمه نوشتم من بازیگر و هنرپیشه نیستم و فقط با آن خانم بازیگر تشابه اسمی دارم اما در بیشتر سایتها کتابهایم را به نام ایشان دیده ام. لطف کنید در این زمینه اطلاع رسانی نمایید. با تماس با انتشاراتهای کتابهایم این موضوع کاملا روشن است. بااحترام: دکتر هایده حائری haydehhaerii@gmail. com کانال تلگرام: @Dr_haydeh_haerii
باعرض سلام- من هایده حائری نویسنده هفت رمان بنامهای تسلیم نگاه- اوج غرور- لحظه تمنا- یک قدم تا دلدادگی- حس خفته- حس مبهم عشق- عشق استاد هستم. باتوجه به صفحه اول کتابهایم که بعنوان مقدمه نوشتم من بازیگر و هنرپیشه نیستم و فقط با آن خانم بازیگر تشابه اسمی دارم اما در بیشتر سایتها کتابهایم را به نام ایشان دیده ام. لطف کنید در این زمینه اطلاع رسانی نمایید. با تماس با انتشاراتهای کتابهایم این موضوع کاملا روشن است. بااحترام: دکتر هایده حائری نویسنده- روانشناس