مرفی

Murphy

۴.۵ از ۵ · ۲ رأی۲۸۰ صفحه۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

خورشید بی‌آن‌که چاره دیگری داشته باشد، بر همان چیزهای قدیمی می‌تابید. مرفی، مثل کسی که پنداری آزاد بود، در دخمه‌ای در وست برامپتن، خارج از نوررس نشسته بود. او این‌جا در قفسی جمع‌ و جور و شمالی ـ غربی که چشم‌اندازی یکپارچه به قفس‌های جمع و جور و جنوبی ـ شرقی داشت، حدودا شش ماه آزگار خورده و نوشیده و خوابیده و لباس پوشیده و درآورده بود. به زودی مجبور می‌شد فکر دیگری بکند، چون آن دخمه رسما کلنگی و غیر قابل سکونت اعلام شده بود. به زودی مجبور می‌شد کمر همت ببندد و خوردن و نوشیدن و خوابیدن و پوشیدن و درآوردن لباس را در محیطی کاملا بیگانه آغاز کند.

تعداد صفحه
۲۸۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۷۸۱۹۷۰
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

شماره خوش یُمن. 4. صاحب زایچه باید کارهای تهورآمیز جدیدی را آغاز کند، چون تفاوت میان موفقیت و مصیبت در گروی انجام همین کار است.

روزهای خوش یُمن. صاحب زایچه باید برای جذب بیشترین موفقیت دست به مخاطرات جدیدی بزند.

آن بخش از وجودش که خودش از آن بیزار بود، غرق تمنای سیلیا بود و آن بخش دیگر که او عاشقش بود ، حتی با تصور سیلیا هم ور می‌چروکید.

گفت: « خدا لعنتت کنه. » زن جواب داد: « همین کارم داره می‌کنه. »

خورشید بی آنکه چاره دیگری داشته باشد بر همان چیزهای قدیمی می‌تابید.