لعنت به داستایوفسکی

نویسنده: عتیق رحیمی

مترجم: مهدی غبرایی

ناشر: ثالث

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 240

امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای

پرویز با لحنی که نشان می‌داد قانع شده گفت:«پس کار درستی کردی.» رسول تعجب می‌کند و منشی پشت سر پرویز می‌خندد. رسول از پس و پیش رفتن دست می‌کشد، با خودش می‌گوید کار درستی کردم؟ پرویز هم مرا جدی نمی‌گیرد رئیس امنیت است، مجاهد، مرد قانون.