هزارتوی خواب و هراس
نویسنده: عتیق رحیمی
مترجم: مهدی غبرایی
ناشر: ثالث
سال نشر: 1395
تعداد صفحه: 172
ماشین میایستد. قالی را که من را تویش پیچاندهاند از ماشین در میآورند و میگذارند زمین. همچنان که بازش میکنند، مرا هم میغلتانند. روشنایی گرگ و میش چشمانم را میزند. سینهام را از هوای تازه و بوی در و دشت پر میکنم. قاچاقچی تن خشک شدهام را از طرحهای سیاه قالی جدا میکند. ماشین را کنار جاده خاکی تپه که پر از خاربته است نگه میدارند.