دوستان بامحبت

نویسنده: حمید جبلی

ناشر: پریان

سال نشر: 1395

تعداد صفحه: 96

وقتی برگشت... پشت شیشه‌های انتظار فرودگاه مهرآباد ایستاده بودیم. بالاخره رضای عزیزمان پیدا شد. موهایش کمی سفید شده بود. چهره‌اش پر از اضطراب و نگرانی بود. همه‌جا را نگاه می‌کرد، جز ما که منتظرش بودیم. همه با هم دست تکان دادیم. صدایش کردیم. بالاخره ما را دید و انگار بعد از دوازده سال دوباره لبخند زد. شاید فکرش را نمی‌کرد همه دوستان و عزیزانش دوازده سال است اینجا ایستاده‌اند تا او برگردد.