داستان زخم‌خورده‌ها

نویسنده: رحیم کلهر

ناشر: اوحدی

سال نشر: 1394

تعداد صفحه: 156

بالاخره آنالیز تموم میشه، آرمیا و همراهاش جنس‌ها رو تحویل می‌گیرن و پول‌ها رو تحویل طرف مقابل میدن. بعد از تمام عملیات رد و بدل، آرمیا با فردان و کیومرث و صارم دست میده و بعد به سمت حیاط به راه می‌افته. رئیس‌ها هم از عملیات میان بیرون تا اون‌ها رو تا دم در خروجی همراهی می‌کنن. وسط‌های راه یهویی صارم متوجه غیبت محافظ‌ها میشه. -پس این بی‌پدرهای مفت‌خور کجا غیبشون زد. هنوز جمله‌اش تموم نشده بود که یهو بچه‌های گروه ضربت دور تا دورشون رو محاصره می‌کنن. -ایست پلیس، از جاتون تکون نخورید. حلقه محاصره رو تنگ‌تر و تنگ تر می‌کنن. بیچاره فردان و کیومرث و صارم فرصت هیچ کاری رو پیدا نمی‌کنن. سرهنگ فریور: «همه شونو دستگیر کنید.»