نگاه‌مان می‌کنند

نویسنده: نغمه ثمینی

ناشر: افراز

سال نشر: 1395

تعداد صفحه: 62

امتیاز ناولر: 2.0 از 1 رای

مجبوره دوسم داشته باشه. دوسم نداشته باشه، خودمو از همین‌جا می‌ندازم پایین کلش الکی شدا. معلم رقص سالسای من و مامانم بود. یعنی همه این مجتمع شاگردشن. همین بلوک روبه‌رویی هم شاگرد داره. حالا کارش تموم شد زنگ می‌زنم بهش. فکر کنم یه چیزایی بدونه از این لیدی گاگا. ولی می‌گه من از همه با استعدادترم. یعنی جرات داره، نگه. می‌کشمش. شما سالسا بلدین؟ آخه تو سینمای ایران به درد نمی‌خوره بلدم باشین. اما خیلی خوبه. شش تا شماره است. یک و دو و سه و چهار و پنج و شش... چرخ! اولاش اون‌قدر مامانم باهاش خوب بود...