خواب اقاقیا

نویسنده: ماندانا زندی

ناشر: ماهین

سال نشر: 1395

تعداد صفحه: 104

گرم است... کلافه‌ام و موهایم عرق کرده. به مامانم می‌گویم: «موهایم را می‌بافی؟» مامان می‌گوید: «آفتاب سر ظهر و گرمایش.» گرمای ظهر یعنی چیزی شبیه بوی پرتقال؛ گرم و نارنجی. مامان برای من یک پیراهن نارنجی دوخته که خیلی بلند است و دامنش کشیده می‌شود روی زمین.