کوایدان (حکایت اشباح)

نویسنده: لافکادیو هرن

مترجم: زهرا نی‌چین

ناشر: نفیر

سال نشر: 1395

تعداد صفحه: 151

صدای گام‌های سنگینی که از ایوان بالا می‌آمدند به گوشش خورد. پاها با شتاب سنجیده نزدیک شدند، کنارش توقف کردند. سپس برای دقایق طولانی که در آن هویچی حس می‌کردکل بدنش را دارد با تپش قلبش می‌لرزد سکوتی عمیق همه‌جا را فرا گرفت. سرانجام صدای خشنی در نزدیکی‌اش زیر لب سخن گفت: «بیوا که این جاست، اما از بیوانواز فقط دو گوش می‌بینم... پس به این خاطر است که او پاسخی نمی‌دهد: او دهانی ندارد که با آن سخن بگوید و جز گوش هایش چیزی از او باقی نمانده است... اکنون همین گوش‌ها را برای اربابم می‌برم تا گواه این باشد که دستورات همایونی تا آخرین حد ممکن اجرا شده‌اند...»