نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
Lettera a un bambino mai
- نوشته اوریانا فالاچی
- ترجمه غلامرضا امامی تبریزی
- ناشر آوای الف
برای آخرین بار به دستانم که به حالت دعا رو به آسمان دراز شده بودند، نگاه کردم. بغضم را در خود خفه کردم و لبخندی زدم. ماه از مسافتهای خیلی دور پیشم آمده و روی پوستم قرار گرفته بود و من باید دورش میانداختم؛ تا ابد. اگر هم میخواستم نگهش دارم، باز هم نمیتوانستم؛ چرا که همیشه نمیتوان با این حالت؛ یعنی انگشتانی باز و بدون این که دستت را به جایی بزنی، باقی ماند. میدانی کوچولویم، دیر یا زود دستهایم به جایی میخورد و همه چیز مثل بخار از بین میرود؛ به خاطر شوخی وقیحانه یک آدم سنگدل...
- تعداد صفحه
- ۱۲۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۳۹۴۰۲۹
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
درد با ما به دنیا میآید،با ما رشد میکند،و با ما انقد راحت میشود که فکر میکنیم مثل دستها و پاهایمان که همیشه با ماست،درد هم باید با ما باشد.
جنگیدن به مراتب زیباتر از خود پیروزیست تلاش برای رسیدن به مقصد لذت بخشتر از رسیدن به مقصد است
در قصه هایی که مردها برای توجیه زندگی از خود ساخته اند، اولین موجود انسانی زن نیست، مردی است به اسم « آدم» . « حوا» بعدا پیدایش میشود، برای اینکه آدم را از تنهایی در بیاورد و برایش دردسر و ناراحتی درست کند. در نقاشیهای در و دیوار کلیساها خدا پیرمردی ریش سفید است نه پیرزنی سپید مو. قهرمانها نیز همه مرد هستند. از پرومته که به آتش دست یافت تا ایکار که میخواست پرواز کند. حضرت مسیح هم که پسر پدر و روح القدس است و زنی که او را زاییده مرغ کرچ یا یک مادر رضاعی بیش نبوده. با همه اینها ، زن بودن لطیف و زیباست. ماجرایی است که شجاعتی بی پایان میخواهد. جنگی است که پایانی ندارد. اگر دختر به دنیا بیایی خیلی چیزها را باید یاد بگیری اول اینکه باید خیلی بجنگی تا بتوانی بگویی که اگر خدایی وجود داشته باشد میتواند پیرزنی سپید مو یا دختری زیبا و دلربا باشد. دیگر این که باید خیلی بجنگی تا بتوانی بگویی که آنروز که « حوا» سیب ممنوعه را چید « گناه» به وجود نیامد آنروز یک فضلیت پرشکوه به دنیا آمد که به آن « نافرمانی» میگویند. و بالاخره خیلی باید بجنگی تا ثابت کنی که درون اندام گرد و نرمت ، چیزی به نام « عقل» وجود دارد که باید به ندای آن گوش داد. مادر شدن حرفه نیست. وظیفه هم نیست. فقط حقی است از هزارن حق دیگر. از بس این را فریاد میکشی خسته میشوی. واغلب تقریبا همیشه شکست میخوری، ولی نباید دلسرد شوی.
به سمت مقصد رفتن، از رسیدن به اون با ارزش تره! وقتی برنده میشی یا به مقصد میرسی یه خلا رو تو خودت حس میکنی! واسه پر کردن همین خلا باید دوباره راه بیفتی مقصد تازهیی پیدا کنی.
هر چه انسانتر باشیم زخمها عمیقتر خواهند بود. هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت. بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد. شادیها لحظه ای و گذرا هستند شاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند اما رنجها داستانش فرق میکند تا عمق وجود آدم رخنه میکند و ما هر روز با آنها زندگی میکنیم. . انگار که این خاصیت انسان بودن است…!
