وانیا و سونیا و ماشا و اسپایک
نویسنده: کریستوفر دورانگ
مترجم: داراب داداشزاده
ناشر: نیلا
سال نشر: 1396
تعداد صفحه: 112
سونیا: وانیای نازنیم، برات قهوه آوردم. وانیا: دارم. سونیا: آه، ولی من که هر روز صبح برات قهوه میآرم. وانیا: خب، آره، اما در دسترس نبودی. سونیا: خب، یه دقیقه رفتم دستشویی، نمیتونستی صبر کنی؟ وانیا: نمیدونم. قهوه آماده بود، تو نبودی، منم ازم برمیاومد که قهوه رو بریزم تو فنجون.