محاکمه اسپینوزا نمایش‌نامه)

نویسنده: دیوید آیوز

مترجم: علی فردوسی

ناشر: پایان

سال نشر: 1396

تعداد صفحه: 112

امتیاز ناولر: 1.5 از 1 رای

درها را ببندید. چاره‌ای نیست جز این که بقیه بیرون بمانند. ساکت، لطفا. ساکت. (صبر می‌کند تا سکوت برقرار شود) شری در شهر ما به پا شده است. من آمده‌ام تا جلوی آن را بگیرم. بهتر است بگویم ما همه این جا آمده‌ایم تا جلوی آن را بگیریم، چرا که این شر از جماعت شماست که برمی‌خیزد. شیطانی که دنبالش هستیم یکی از شماست. قرار است همین امروز صبح بیاید این جا. همگی‌تان او را می‌شناسید. بسیاری از شما با او معامله کرده‌اید. حتما بعضی‌تان هم از او خوش‌تان می‌آید. اما باروخ اسپینوزا خطری شده است برای امنیت عمومی. تهدیدی است برای ایمان و اخلاق همه اهالی این شهر. باید جلوی او و افکارش را گرفت. شهر ما باید از این نجاست پاک بشود.