- نوشته ساموئل بکت
- ترجمه مهدی نوید
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
یه دیوونه رو میشناختم که فکر میکرد دنیا به آخر رسیده. نقاش بود و حکاک. خیلی دوستش داشتم. میرفتم و میدیدمش، توی دیوونهخونه. با دستهام میگرفتمش و میکشوندمش کنار پنجره. ببین! اونجا! ذرتهای در حال قد کشیدن! حالا اونجا! ببین! بادبونهای قایقهای ماهیگیری! همه اون زیبایی! دستش رو پس میکشید و به کنج خودش برمیگشت. هراسون بود. هر چی دیده بود خاکستر بود.
- تعداد صفحه
- ۲۶۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۷۹۸۳
- سال نشر
- ۱۳۹۶
