دیوانهای در زیر زمین
۵۳۲ صفحه
- نوشته اکبر ایمانی
- ناشر پرسمان
امتیاز ندادهاید
هوا داشت روشن میشد. کابوس شبی مانند یخ با همه سیاهی و سنگینیاش، داشت سپری میگشت. چشمهای علی گرم شده بود و با آرامشی که یواش یواش در زیر پالتوی مندرس، همراه گرمای بدن اسکندر حاصل گشته بود، داشت خوابش را سنگینتر میکرد. صدای خرخری شنید؛ چون همیشه نگران اسکندر بود، زود چشمانش را باز کرد. اسکندر داشت خرخر میکرد که مقدمه حمله عصبی بود. دستپاچه شد و از جا پرید...
- تعداد صفحه
- ۵۳۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۸۷۲۳۱۰
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.