مادر
نویسنده: فلوریان زلر
مترجم: تینوش نظمجو
ناشر: نی
سال نشر: 1396
تعداد صفحه: 128
امتیاز ناولر: 5.0 از 1 رای
منم همینجا بودم دیگه... جای دوری نرفتم. کار خاصی نکردم. یه کم نظافت... آهان، چرا، بیرون رفتم... رفتم یه کم خرید بکنم. یه پیرهن خریدم. میخوای بهت نشون بدم؟ ولی بعید میدونم خوشت بیاد. خیلی سلیقه تو نیست. سرخه. جرئت میخواد پوشیدنش. یا باید به یه مناسبت خیلی مهمی باشه. واسه تشییع جنازه تو میپوشمش.