1 مطلب خنده‌دار

Something funny to write about

۳.۴ از ۵۲۰۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آخرین پیراهن را که اتو کرده بود روی تختخواب کنار میز اتو گذاشت. دو طرفش را به داخل تا کرد، عرضش را به اندازه چهار انگشت و انتهایش را به اندازه یک کف دست، بعد آن را برگرداند و کنار بقیه گذاشت. ممتازبیگ دوست داشت لباس‌هایش این‌طوری تا شوند. جزئیات برایش مهم بود. اولین روزی که به آن جا رفته بود، همه کشوهای آشپزخانه و اتاق خواب را بیرون کشیده بود تا جای همه چیز را به او نشان بدهد. از ماهیتابه گرفته تا لیوان‌ها، ملافه‌ها، لباس‌های زیر و جوراب‌ها را نشانش داده بود و گفته بود که هر کدام باید کجا گذاشته شود.

تعداد صفحه
۲۰۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۶۲۹۸۶۹۶
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.