کوری
Blindness
- نوشته ژوزه ساراماگو
- ترجمه زهره روشنفکر
- ناشر مجید
انتقاد ژوزه ساراماگو در این رمان از نشناختن آدمها نسبت به وجوه خود و قدرت تعقل و تواناییهای درونی خودشان است. کوریای که در این رمان شیوع پیدا میکند و در مدت کمی گریبانگیر تمام اقشار جامعه میشود برخلاف بیماری کوری، یک مرض نامتعارف است. کورهای این رمان به جای آنکه در یک تاریکی مطلق غرق شوند، در یک سفیدی بیپایان و بسیار نورانی غرق شدهاند و به جای آن که سیاهی باعث کوری آنها شود، نور شدید مانع از قدرت دید آن هاست. بیشک چنین مرضی یک نوع تمثیل است و اشاره انتقادآمیزی به آدمهایی دارد که با وجود روشنایی و نور کافی راه خود را گم میکنند. ساراماگو در این رمان مسایل اجتماعی زیادی را به باد انتقاد میگیرد. بیتحرکی و خمودگی آدمها، اطاعتهای کورکورانه، رکود در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی، سکوت در برابر زورگویی افراد زورمدار و... جنبههایی انتقادی است که در این رمان مشخص و بارز است.
- تعداد صفحه
- ۳۹۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۵۳۱۰۰۲
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۷۴
نقل قولها و فعالیتها
۷۴ نقل قول
همه آدمها باید به همین گونه عمل کنند که یک روز وقتی متوجه شدند دیگر نمیتوانند هیچ کار مثبت و به درد بخوری انجام دهند، شجاعت این را داشته باشند که دنیا را ترک کنند؛ ولی وقتی امید به سراغ آدم میآید، آن وقت عقیده اش به کلی تغییر میکند.
زندگی با آدمهای دیگر چندان سخت نیست؛ ولی میزان درک آن هاست که ما را با مشکل روبه رو میکند.
انسان بالاخره به هر چیزی عادت میکند.
مسئله این بود که بعضی وقتها ضعف، باعث متمرکزنشدن فکر میشود و این نه به دلیل کمی جذابیت ذهنی آن است؛ نه! بلکه به این خاطر است که مغز آدم دچار رخوت میشود، مثل موجودی که میخواهد به خواب زمستانی برود؛ خداحافظ جهان و درنتیجهی این مسئله، غیرطبیعی نبود که شنوندهها پلکهایشان را آرام ببندند و فراز و نشیب قصه را با چشم روح خود پی بگیرند.
حتی در بیچارگیهای همگانی نیز، همیشه تعدادی از مردم نسبت به دیگران، وضع بدتری دارند.



