بارانهای سبز
۳ از ۵۱۶۴ صفحه
- نوشته رضا جولایی
- ناشر جویا
امتیاز ندادهاید
بند چکمههایش را جا به جا کرد. به اطراف نگاهی انداخت و گفت: «سه سال... سه سال. شاید هم سی سال یا سی قرن.» پیرمرد پرسید: چه میخواهی؟» «کمی نان.» و با خود گفت، کمی آرامش. هر جا بتوانم خستگی در میکنم هر جا بگذارند میمیرم. پیرمرد در کلبه را بست. با خود گفت، شاید روی همین زمین. همینجا که تکههای تنم را به خاک سپردم...
- تعداد صفحه
- ۱۶۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۰۹۲۳۲۷
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.