داستان ریزهها
نویسنده: روحالله مهدیپور عمرانی
ناشر: آفرینش
سال نشر: 1396
تعداد صفحه: 104
مغازه پر از توریها و قفسهای کوچک و بزرگ بود. پرندهها با بالهای رنگارنگ میپریدند و با پاهای باریکشان به میلهها چنگ میزدند و دانه بر میچیدند و نوک در آبخوری میبردند و سرشان را بالا میآوردند. رنگ پرهای زیر گلویشان با بقیه جاهای تنشان فرق داشت. پدر به پسرک گفت: کدامشان را میخواهی؟